
یکی از دغدغههای همیشگی اف1دی که سرمایهای دارند این است که 1 حفظ سرمایه خود و یا سودآوری، سرمایه خود را وارد 1 1 کنند. تصمیمی که بسیار چالشبرانگیز است و اگر به1ستی و با دانش کافی گرفته نشود، ممکن است باعث از دست دادن سرمایه فرد شود. چیزی که در سرمایهگذاری بسیار مهم است، داشتن آگاهی، دانش، تجربه و مشورت گرفتن از متخصصان هر حوزهای برای سرمایهگذاری است. در 1 ۱۳۹۹ با مسائلی ازجمله افزایش نرخ ارز، نوسانات قیمت طلا و سکه، شوک بورس، بالا رفتن میانگین هزینه زندگی، فشار تحریمها، شیوع ویروس کرونا و موارد دیگری روبهرو بودیم. تمامی این موارد کار را برای انتخاب بازاری برای سرمایهگذاری سخت کرده است. اینکه در سال 1 در چه بازاری سرمایهگذاری کنیم، سوالی است که از 1 و 1 صنعت 1 و 1 کشور پرسیدهایم. در ادامه 1 هر یک از این افراد را برای سرمایهگذاری در سال ۱۴۰۰ میخوانید.

توکن طلا پیشنهاد من برای سرمایهگذاری در سال ۱۴۰۰ است.

در سال ۱۴۰۰ نیز میتوان همچون همه سالهای دیگر در تمام بازارها سرمایهگذاری کرد؛ اما آنچه که معمولاً سرمایهگذاریها را چالشی میکند عدم تناسب سرمایهگذاری با ذائقه ریسک اشخاص و نیز اشراف و اطلاع آنها از ماهیت و کیفیت آن سرمایهگذاری است. در بازارهایی که برخی افراد زیان میکنند عده دیگری با اتخاذ راهبردهای مناسب سود میبرند اما بهعنوان یک توصیه کلی به سرمایهگذاران حرفهایتر میتوانم به نوگرایی اشاره کنم؛ یعنی در بازار ملک به تقاضاهای نوآورانه بازار (اعم از ساخت یا واگذاری و واسطهگری)، در ارزها به رمزارزها و در شرکتها، به شرکتهای نوآور رو بیاورند و افراد عادی به سمت صندوقهای سرمایهگذاری، سهام PEها و یا ابزارهای جمع سپاری صندوق پروژه و…، آن هم با مشورت خبرگان حرکت کنند.

نخست و صریح باید روشن کنم که سرمایهگذاری با هدف کسب سود انجام میشود اما آنچه بیشتر ایرانیان ناگزیرند به آن تن دهند، تغییر شکل پسانداز ریالی به خاطر حفظ قدرت خرید خود در برابر سقوط ارزش پول ملی است. پاسخ زیربنایی من، سرمایهگذاری در بورس فناوریهای نوین است. این فناوریها راهحل پایدار برونرفت از بحران اقتصادی است. فناوریهای نوین شکاف دیجیتال در جامعه و در مقیاس جهانی، شکاف دیجیتال میان ایران و جهان را کمتر میکند؛ اما با آنچه مردم در سال ۱۳۹۹ از بازار بورس دیدند، بعید میدانم تا سالها چنین پیشنهادی را بپذیرند. سرمایهگذاری در ملک، ارز، خودرو و طلا قطعا در حفظ ارزش داراییهای ایرانیان در برابر کاهش ارزش پول ملی مؤثر است، اما حقیقت این است که چنین روشهایی را دلالی در یک اقتصاد بیمار میدانم، انگار خدمه و سرنشینان یک کشتی در یک دریای توفانی باشند و بهجای کمک به رفع مشکل کشتی مواظب چمدانهای خود باشند.
در بازار رمزارز هیچ سازمان دولتی یا معتبری در جهان، نقشی در کنترل ارزش بازار ندارد. بسیاری از ایرانیان و حتی همین سینهچاکان آزادسازی ماینینگ به قیمت خاموشی کل کشور، نمیدانند که تنها ۲ درصد صاحبان کیف پول بیتکوین، ۹۵ درصد همهی بیتکوینهای تاکنون تولید شده را در اختیار دارند. این افراد ناشناس که به آنها نهنگ گفته میشود، همانهایی هستند که در دو ماه با هماهنگی میان محفل خود قیمت بیتکوین را از ۳۰۰۰ دلار به ۳۵۰۰۰ دلار میرسانند و زمانی که نیاز بدانند دوباره قیمت آن را ساقط میکنند تا باز هم با خرید از سیل فروشندگان بازیخورده، فرصت دیگری برای افزایش هنگفت داراییهای خود بیافرینند. درمجموع آنچه برای مردم پیشنهاد میکنم گردآوردن سرمایهای بزرگ در چارچوب یک صندوق سرمایهگذاری یا شرکت تعاونی است تا بتوانند سنجیده و مؤثر روی فناوریهای نوین منابع انرژی و آب سرمایهگذاری کنند.

واقعیت این است که در این بازار پرریسک، پیشنهاد هر مسیری برای دیگران مناسب نیست. ورود به هریک از عرصهها علاوه بر اینکه نیاز به دانش تخصصی دارد، پذیرش ریسک با هر نوع نوسان و تغییرات را هم لازم دارد. بازار سرمایهگذاری بازار پرتغییری است که رسیدن به نقطه مطلوب در آن نیازمند صبر، اشراف کامل به تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و همچنین دانش و تجربه مؤثر در این حوزه است.

در حال حاضر شرایط مناسبی برای پیشبینی بازار مناسب برای سرمایهگذاری نیست؛ اما من درهرصورت بازار سرمایه را برای اقتصاد منطقیتر میدانم.

از نگاه اقتصادی، بازارهایی همچون بورس که منافع ملی را به دنبال دارد، مناسبتر است اما اگر از نگاه فردی آن را ببینیم شاید سرمایهگذاری در بازار بورس، طلا، سکه و ارز ریسک بیشتری داشته باشد. در حوزه رمزارزها اما اعتقادم بر این است که اگر بستر مناسبی فراهم شود و پوشش ریسک این حوزه بهصورت شفاف تعریف شود، به نظر میرسد میتواند سرمایهگذاری سودمندی را در پی داشته باشد؛ همانطور که طی سالیان اخیر هم این موضوع ثابت شده است و امیدوار هستم که رگولاتورها در این حوزه ورود کنند و این حوزه را بهصورت شفاف برای عموم مردم تشریح و مسائل قانونی آن را طرح کنند. از آنجا که در این حوزه مطالعات و برنامههایی داشتهایم، چنانچه بستر قانونی آن فراهم شود، دنبال فرصتی هستیم تا شرایط حضوری پر رنگ و قدرتمند را در این حوزه داشته باشیم.

در خصوص پیشنهاد برای سرمایهگذاری در سال ۱۴۰۰ قطعا نمیتوان یک نسخه واحد برای همگان و در کل طول سال پیشنهاد کرد. قطعا علاوه بر میزان ریسکپذیری افراد، پارامترهای زیاد داخلی و خارجی نیز میتواند روی میزان بازدهی هر یک از بازارها تاثیر گذار باشد. لذا بهصورت کلی میتوان پیشنهاد ایجاد سبدهای سرمایهگذاری توسط هر فرد را داشت؛ اما بهجز تفکر سوددهی مالی کوتاهمدت فردی در هر یک از بازارها، به نظرم با نگاهی بلندمدتتر و با همگرا سازی تعالی فردی با تعالی سازمانی و تعالی کل جامعه، بهترین سرمایهگذاریها حرکت به سمت خلق ارزشها، محصولات و پلتفرمهایی است که بتواند با ارزانسازی خدمت و محصول، شفافیت در کسبوکارها، رقابت سالم و عادلانه برای عموم جامعه باعث افزایش توان اقتصادی جمعی و درنتیجه یک بازی برد-برد برای همگان (بهجز دلالان و سود جویان) شود. لذا سرمایهگذاری روی توسعه اینگونه ارزشها و کسبوکارها درصورتیکه تمامی ارکان جامعه و حاکمیت به آن ارج نهند قطعا بهترین سرمایهگذاری در سال ۱۴۰۰ خواهد بود که سود آن قطعی و حتما بیشتر از تمامی سایر انواع سرمایهگذاریها خواهد بود. البته سختی این نوع سرمایهگذاری این است که فقط بهصورت جمعی جوابگو خواهد بود.

با توجه به تجربیات سابق، معمولا بازاری مانند بازار ملک در سال اول و سال دوم رئیسجمهور جدید و تغییر دولت، تغییرات آنچنانی نخواهند داشت؛ درنتیجه اگر میخواستم در بازار ملک سرمایهگذاری کنم، نیمه دوم سال ۱۴۰۱ یا ابتدای سال ۱۴۰۲ را در نظر میگرفتم. برای بازار ارز و طلا نیز با توجه به شرایط سیاسی کشور، فکر میکنم که بازار خیلی مناسبی برای سرمایهگذاری نباشد؛ اما بازار بورس را با توجه به اینکه حبابی که ایجاد شده بود، از بین رفته است، فرصت مناسبی برای سرمایهگذاری میدانم و از بازار ملک، ارز و طلا سوددهی بیشتری خواهد داشت؛ البته که به بازار بورس باید در درازمدت نگاه کرد.

با عنایت به تأثیرات موضوعات اقتصادی و روابط بینالملل و ایجاد نوسانات در نرخ ارز و طلا و شاخص بورس، بهترین پیشنهاد فعالیت در حوزه رمزارز و بلاکچین است. از آنجا که در برخی کشورها در حال حاضر مبادلات کالا نیز از طریق این تکنولوژی صورت میپذیرد و موردحمایت چهرههای شاخص مالی بینالمللی نیز هستند، لذا موضوع موصوف گزینه مناسبی جهت سرمایهگذاری خواهد بود.

توصیه بنده سرمایهگذاری در حوزهای است که تخصص و تجربهاش را داریم. سال ۱۳۹۹ نشان داد که به بازاری که تحت کنترل دولت و یا هر قدرت بلامنازع است، نمیتوان اعتماد کرد. در این اوضاع افرادی که بدون تخصص و دانش و با تکیهبر شنیدهها وارد این بازارها شدند ضرر بیشتری متحمل شدند. لذا سرمایهگذاری در حوزهای که دانش و تخصص نداریم اصلا توصیه نمیشود.

سال ۱۴۰۰ رکود برای بازار مسکن خواهد بود و تلاطم در بازار ارز و طلا مشهود خواهد بود و با توجه به انتخابات، انتظار میرود این دو بازار به همراه رمزارزها بیشترین جذابیت را برای عموم داشته باشند. سایر بازارها تابعی از بازار ارز خواهند بود و بیشتر نوسانات مقطعی خواهند داشت.

در سال ۱۴۰۰ توصیه من حرکت به سمت ایجاد درآمدهای ارزی و سرمایهگذاری در بازارهای بورس جهانی و رمزارزها است.
راه پرداخت - رسانه فناوریهای مالی ایران
برچسب:
نویسنده: پرسش و پاسخ ارزهای دیجیتال