نوشته راهکار تپسل برای حل مشکل مسدود شدن گوگل تگ منیجر اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>
این ابزار به بازاریابان دیجیتالی کمک میکند تا تگهای مختلفی را به وبسایت و اپلیکیشنهای خود اضافه کنند که برای اهداف مختلفی مانند اندازهگیری عملکرد سرعت وبسایت، ردیابی کاربران و نمایش دادههای تبلیغات و مواردی از این دست استفاده میشوند؛ اما مسدود شدن این دسترسی باعث شده بود تا دیجیتال مارکترها نتوانند عمکلرد کمپینهای بازاریابی خود را به درستی ارزیابی کنند و اختلاف سشن به وجود بیاید و نتوانند اطلاعات را روی آنالیتیکس خود رویت کنند.
البته مشاهدات کاربران نشان میداد که این مشکل برای کاربران مختلف، وضعیت متفاوتی دارد؛ ترافیک برخی از کاربران به کلی صفر شده بود، برخی دیگر با کاهش مواجه شدند و عدهای دیگر شاهد هیچگونه تغییری در وضعیت ترافیک خود نبودند. به همین دلیل برخی این نگرانی را داشتند که این قطع دسترسی، به دلیل فیلترینگ باشد و تا اعمال آن روی همه اپراتورها چند روزی طول بکشد.
این مشکل برای برخی از کاربران تپسل نیز پیش آمد. ملیکا ابراهیمی، مدیر محصول تپسل وب در این رابطه توضیح میدهد: «با توجه به فیلتر شدن تگ منیجر، متاسفانه دیتای برگشتی از سایت، از تاریخ ۲۷ آبان ماه ۱۴۰۲، در GA4 قابل استناد نبوده و به همین خاطر اختلاف بین کلیک سشن و همچنین سایر تگها بسیار زیاد خواهد بود. البته احتمالا فقط زمانی که مخاطب با آیپی خارج از ایران از سایت بازدید کند، دیتای برگشتی خواهیم داشت.»
او با اشاره به اینکه تا رفع فیلتر یا پایدار شدن شرایط، مجبور به استفاده از دیتای پنل تپسل وب استفاده هستیم، میگوید: «پس چنانچه کاربران ما کد اسکریپت تپسل وب را از طریق تگ منیجر روی هد سایت قرار دادهاند، حتما به صورت مستقیم هم روی هد سایت اضافه کنند تا دیتا به صورت صحیح بازگردد.»
ابراهیمی اضافه میکند: «در غیر این صورت کاربرانی که روی وبسایت شما هستند به درستی شناسایی نمیشوند و با کاهش نرخ تبدیل در کمپینهای ریتارگتینگ و پروداکت ریتارگتینگ روبه رو خواهید شد. همچنین وارد تگمنیجر شده و تگ GA4 را متوقف کنید و سپس کدآنالیتیکس را برداشته و خود GA4 را به طور مستقیم به وبسایت اضافه کنید اما به سایر تگهای تعریف شده روی تگمنیجر دست نزنید.»
با این همه به نظر میرسد که این مشکل یک اختلال زیرساختی باشد و این قطع دسترسی به زودی رفع شود.
نوشته راهکار تپسل برای حل مشکل مسدود شدن گوگل تگ منیجر اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>نوشته ریتارگتینگ اپلیکیشن موبایل؛ راهکار افزایش فروش و بازگشت سرمایه اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>
تبلیغات ریتارگتینگ در اپلیکیشن موبایل با استفاده از کوکیهای مرورگر یا شناسههای دستگاه کاربر کار میکند. این اطلاعات به تبلیغ دهنده امکان میدهد تا کاربرانی را که قبلاً با اپلیکیشن آنها تعامل داشتهاند، شناسایی کند. سپس تبلیغ دهنده میتواند این کاربران را با نمایش آگهیهای مرتبط در سایر اپلیکیشنها، وب سایتها، یا شبکههای اجتماعی هدف قرار دهد.
ریتارگتینگ اپلیکیشن موبایل موثر است زیرا به شما امکان می دهد تا تبلیغات خود را به افرادی نشان دهید که قبلاً علاقهمند به محصولات یا خدمات شما بودهاند. این امر شانس شما را برای تبدیل این بازدیدکنندگان به مشتری افزایش میدهد.
ریتارگتینگ در اپلیکیشن موبایل مزایای زیادی برای کسب و کارها دارد، از جمله:

برای استفاده از تبلیغات ریتارگتینگ در اپلیکیشن موبایل، باید مراحل زیر را دنبال کنید:
تپسل بزرگترین بستر تبلیغات موبایلی در ایران است. این پلتفرم از طیف گستردهای از قابلیتهای ریتارگتینگ در اپلیکیشن موبایل پشتیبانی میکند، از جمله:
ریتارگتینگ چیست و تبلیغات ریتارگتینگ در اپلیکیشن موبایل چه مزایایی دارد؟ ریتارگتینگ اپلیکیشن موبایل روشی موثر برای افزایش فروش و بازگشت سرمایه است. با استفاده از این روش، میتوانید کاربرانی که قبلاً از اپلیکیشن شما استفاده کردهاند را دوباره با نمایش آگهی، مورد هدف قرار دهید.

برای افزایش اثربخشی کمپینهای ریتارگتینگ اپلیکیشن موبایل خود، توصیه میکنیم موارد زیر را در نظر بگیرید:
در اینجا چند مورد اضافی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند تا کمپینهای ریتارگتینگ اپلیکیشن موبایل خود را موثرتر کنید:
با استفاده از این توصیهها میتوانید کمپینهای ریتارگتینگ اپلیکیشن موبایل خود را موثرتر کنید و فروش و بازگشت سرمایه خود را افزایش دهید.
نوشته ریتارگتینگ اپلیکیشن موبایل؛ راهکار افزایش فروش و بازگشت سرمایه اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>نوشته درباره گوریلا مارکتینگ چه میدانید؟ اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>این گزارش در شماره سی و هفتم وقایع اتفاقیه منتشر شده است که نسخه کامل آن را میتوانید از اینجا بخوانید.
ممکن است برای بار اول که عبارت گوریلا مارکتینگ (Guerilla Marketing) را میشنوید، فکر کنید کلمه گوریل در گوریلا مارکتینگ به اسم حیوان اشاره دارد اما هرچند این کلمه تلفظ مشابهی با گوریل دارد، معنای این کلمه، نبرد پارتیزانی یا چریکی است و درست هم به همین معناست که برای اولین بار حوالی سال ۱۹۸۰ توسط یک نویسنده استفاده شد و به معنای سبکی از تبلیغات است که در آن یک برند از تعاملات غافلگیر کننده و غیرمتعارف برای تبلیغ محصول یا خدمات خود استفاده میکند، کم خرج یا بیخرج بودن نیز یکی از دیگر شاخصههای بارز و همیشگی گوریلا مارکتینگ است. درواقع در این تکنیک مارکترها بیشتر روی خلاقیت، شگفتزده کردن مردم در اثر یک اقدام نامتعارف و البته وایرال شدن آن در شبکههای اجتماعی حساب باز میکنند.
یکی از انواع گوریلا مارکتینگ، گوریلا مارکتینگ در فضای باز و بسته هستند که چیزی را به محیط شهری اضافه میکند که پیش از این وجود داشتهاند. مثلا قرار دادن شیای در پیادهروها یا خیابانها یا آویزان کردن آن روی مجسمهها. گوریلا مارکتینگ داخلی نیز درست برعکس این مدل است و در ایستگاههای قطار، فروشگاهها و … انجام میشود.
گوریلا مارکتینگ کمپین در رویداد نیز یکی دیگر از انواع بازاریابی است که در یک رویداد در حال اجرا مانند کنسرت یا مسابقه فوتبال به روشی قابل توجه تبلیغات گوریلایی انجام میشود که معمولا بدون اجازه برگزارکنندگان رویداد است.
هرچند که در دو دهه گذشته، گوریلا مارکتینگهای جذاب و خلاقانهای در تمام دنیا اجرا شدهاند در ادامه این متن به چند نمونه از موفقترین نمونههای گوریلا مارکتینگ اشاره کردهایم.
یک لیوان یکبار مصرف غولآسای قهوه و یک بستنی چوبی بزرگ در حال ذوب، بخشی از شاهکار گوریلا مارکتینگ برند بونتی بودند. کمپنی با نام مهارتهای بزرگ که در آپریل سال ۲۰۰۹ در آمریکا اجرا شد. شاید این سوال برای مخاطب ایجاد شود که آیا یک بیلبورد خوب و خلاقانه همین اثر را نداشت؟ پاسخ جالب است. اگر نگاهی ساده به زندگی روزانه خود بیندازید، میبینید که خود شما هم هر روز در تلاش هستید که تبلیغات را به نوعی از زندگی خود حذف کنید اما تصور کنید که در مسیر روزانه خود در خیابان با یک بستنی دومتری غولآسا مواجه میشوید. آیا به آسانی یک بیلبورد، تراکت، تبلیغات پریرول در اپلیکیشن و … آن را نادیده خواهید گرفت؟ قطعا پاسخ به این سوال نه است.

درست در آستانه اکران فیلم ددپول، کاربران پلتفرم پارتنریابی تیندر با اکانتی با نام و عکس ددپول مواجه شدند. توضیحات بانمک و عکسهای دلبرانه از نقش اول این فیلم تمام ماجرا نبود و درواقع کاربران با حرکت دادن پروفایل ددپول به سمت راست (عملی که در تیندر برای قبول کردن پروفایل فرد مورد استفاده قرار میگیرد) وارد سایتی برای خرید بلیط این فیلم میشدند. همه این اقدامات در حالی بود که هرنوعی از تبلیغات در تیندر مجاز نیست.

یکی از موفقترین گوریلا مارکتینگهای اجرا شده متعلق به برند کیتکت است که برای جلب توجه مخاطبان خود یک کمپین گوریلا در فضای باز اجرا کرد. این برند در واقع در کمپین خود نیمکتهای معمولی را تبدیل به کیتکت طراحی کرد.

برند خمیردندان کلگیت به مناسبت ماه بهداشت دهان کمپین چریکی را اجرا کرد که با بازخوردهای مثبت زیادی روبرو شد. این برند در این کمپین چوب وسط بستنی را به شکل یک مسواک چوبی طراحی کرده بود که پس از تمام شدن بستنی پدیدار میشد. روی این چوب عبارت «فراموش نکنید» به همراه لوگوی این برند درج شده بود تا به مردم یاداوری کند که پس از خوردن بستنی، مسواک زدن را فراموش نکنند. در واقع این برند سعی کرد تا علاوه بر پروموت برند خود، با یک تکنیک بسیار غافلگیر کننده اهمیت مسواک زدن را به کودکان و بزرگسالان یادآوری کند.

یکی از مثالهای به حق ابتکار تمام عیار، کمپین تبلیغاتی چریکی برند Mr.Clean بود که در حوزه اقلام شوینده و بهداشتی فعالیت میکند. این برند در کمپین خود، یک کار ساده کرد؛ یکی از خطوط خطکشی عابر را با رنگ سفید، رنگآمیزی کرد و در انتهای خط، لوگوی این برند را چسباند. در نتیجه در یک نگاه ساده اینطور به نظر میرسد که سایر خطوط کثیف و آلوده هستند اما خطی که از محصولات این برند استفاده کرده است، سفید و تمیز است و در واقع تلاش میکرد که به نوعی قدرت تمیزکنندگی بالای خود را به رخ مخاطب بکشد.

در شرایطی که روزانه بیشتر از ۴۰۰۰ نفر در دنیا به دلیل آب آلوده جان خود را از دست میدهند، یونیسف کمپینی را اجرا کرد تا این موضوع را به مردم یادآوری کند. در این کمپین که در سال ۲۰۰۹ اجرا شد، یونیسف یک دستگاه خودکار فروش خوراکی را در یکی از میدانهای نیویورک قرار داد که به جای خوراکی یا نوشیدنی، آب کثیف میفروخت و مردم میتوانستند با پرداخت یک دلار، با هدف کمک به یونیسف، یکی از این بطریهای آب را که با مریضیهای مختلفی آلوده شده بود، خریداری کنند. یونیسف در این کمپین به مردم یادآوری کرده بود که با هر یک دلار میتوان برای یک کودک تا ۴۰ روز آب آشامیدنی سالم تامین کرد.

این گزارش در شماره سی هفتم وقایع اتفاقیه منتشر شده است که نسخه کامل آن را میتوانید از اینجا بخوانید.
نوشته درباره گوریلا مارکتینگ چه میدانید؟ اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>نوشته همه چیز درباره Winow Shopping یا پاساژ گردی؛ چطور میتوان با تکنیکهای بازاریابی بازدیدکنندگان را به خرید مجاب کرد؟ اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>جالب است بدانید که شما تنها نیستید! درواقع این رفتار به قدری رایج است که در زبان انگلیسی برای آن یک عبارت در نظر گرفتهاند. Window Shopping یا خرید ویترینی عبارتی است که دقیقا همین عمل را توصیف میکند. هرچند که این روش به عنوان یک تفریح بدون خرید پول در نظر گرفته میشود و مشتریان را از ترندهای روز بازار مطلع میکند، برای آنها به نوعی عملی برای جمعآوری اطلاعات درباره اجناس برای کمک به تصمیم گیریهای درباره خریدهای آینده به شمار میرود.
اما سوال اینجاست که چطور میتوان با طراحی یک استراتژی خوب تبلیغاتی، این دسته از مشتریان را مجاب به خرید واقعی کرد؟ و آیا این استراتژیها برای تبلیغات دیجیتال نیز جوابگو هستند؟

در همین ابتدای کار باید به این نکته بدیهی اشاره کرد که اولین نقطه برخورد مشتریان و اولین فرصت برای ایجاد ارتباط با آنها برای یک فروشگاه، نما یا ویترین آن است؛ یک ویترین جالب و جذاب قطعا میتواند تفاوت زیادی را در فروش ایجاد کند و مشتری را به وارد شدن به مغازه مجاب کند؛ این ماجرا برای فروشگاههای اینترنتی هم آنچنان متفاوت نیست. درواقع روزانه میلیونها نفر در فضای اینترنت در حال گشتو گذار هستند و صفحه اول یک وبسایت میتواند درست مانند ویترین عمل کند.
در این خرید ویترینی آنلاین، فروشنده باید بازدیدکننده سایت خود را به مشتری تبدیل کند و هرچند به نظر میرسد که بین بازاریابی آنلاین و سنتی تفاوت زیادی وجود دارد اما میتوان با استفاده درست از همان اصول و استراتژیها، همان نتیجه را گرفت که در ادامه به چند نمونه از این استراتژیها اشاره خواهیم کرد.
اکثر فروشندگان Window Shopping را جدی نمیبینند پس بازدیدکنندگان این چنینی را هم چندان تحویل نمیگیرند؛ اما واقعیت این است که هرچند این فعالیت با هدف خرید انجام نمیشود و خریدار به طور فعال درگیر فرایند خرید نیست، اما اگر خریدار تمایل و علاقهای به کالا نداشته باشد چرا باید از آن بازدید کند؟ درواقع آنها به خرید کالاها یا خدمات آن فروشگاه فکر میکنند اما این به آن معنا نیست که در آیندهای نزدیک قصد خرید آن را دارند و از سوی دیگر میخواهند قبل از تصمیمگیری در مورد خرید، اطلاعات بیشتری را جمعآوری کرده و بدانند که باید کالا یا خدمات خود را با چه قیمت و کیفیتی و از چه کسی بخرند.

واقعیت این است که یک خریدار منفعل، تا زمانی که کسی او را وادار به انجام کاری کند، منفعل باقی خواهد ماند. تکنیک مارکترهای کاربلد در چنین مواقعی، تشویق خریداران به برداشتن قدمهایی کوچک است و تجربهها نشان داده که وقتی فردی اولین قدم را برمیدارد، احتمالا در ادامه فراتر هم خواهد رفت؛ در زبان انگلیسی حتی برای این عمل هم عبارتی وجود دارد و به این حرکت سندروم ورود Foot in the door گفته میشود. درواقع مشتری با برداشتن قدمهای اولیه به طور ناخودآگاه در مواردی این اشتیاق را پیدا میکند که مسیر را تا آخر برود.
در نتیجه احتمالا داشتن یک فراخوان دائمی در سایت که افراد را به انجام کاری دعوت کند مانند ثبت نام در خبرنامه، تماشای ویدیو، بازدید از وبلاگ، بازدید از اجناس تخفیفخورده و … اقدامی مثبت در تبدیل کردن بازدیدکنندگان به خریدار است.
این فرایند ممکن جوری تعریف شود که بازدیدکنندگان اطلاعاتی مانند شماره تماس یا ایمیل خود را ثبت کنند که این یک فرصت عالی برای فروشندهای است که میخواهد تعامل خود را با مشتریان احتمالیاش حفظ کند و تا زمانی که مشتری آماده خرید کردن باشد در معرض دید او بماند.
قطعا بیدلیل نیست که فعالان صنعت غذایی در فروشگاهها یا نمایشگاههای خود به بازدیدکنندگان سمپلهای رایگان میدهند. درواقع چنین تکنیکی به مخاطب این امکان را میدهد که به طور رایگان یک خوراکی را تست کند اما چیزی که او نمیداند این است که این تست رایگان به نوعی یک قلاب است که میتواند با بردن مزه خوب خوراکی زیر زبان مشتری، او را مجاب به خرید کند؛ حتی وقتی قصدی برای خرید ندارد.
خبر خوب این است که ارائه سمپل رایگان تنها محدود به صنعت غذا یا فروش آفلاین نیست و فروشندگان آنلاین نیز میتوانند با ارائه بخشی از کالا یا خدمات خود به صورت رایگان این قلاب را به سوی مخاطب بیندازند.
نباید این نکته را فراموش کرد که وظیفه یک کسبوکار این است که با شناخت مخاطب خود، لحن مناسبی را برای شکل دادن به روابط خود با مشتریانش انتخاب کند و این حتی شامل بازدیدکنندگانی که فقط به قصد دور زدن وارد سایت شدهاند هم میشود! برقراری ارتباط درست با مخاطب و برخورد با او مانند یک خریدار بالقوه نه هدردهنده زمان میتواند حتی بازدیده کننده صرف را به خریدار تبدیل کند، حتی اگر بازگشت آنها یک سال طول بکشد، حس مثبتی که پس از ترک آن فروشگاه دارند، آنها را برای خرید دوباره به آنجا خواهد کشاند.
بالاتر اشاره کردیم که بازدیدکنندگان اغلب قبل از تصمیمگیری برای خرید اطلاعات جمع میکنند، پس چه چیزی بهتر از اینکه اگر خریدار همین حالا قصد خرید را ندارد، یک کسبوکار با ارائه اطلاعات، پاسخ به سوالات احتمالی آنها، راهنمایی و محتوای درست برای مخاطب به یک مرجع تبدیل شود تا شانس خود را برای خریدهای آینده بالا ببرد.
این ترفند معمولا در خریدهای خرده فروشی استفاه میشود و در آن فروشنده تلاش میکند تا نیازهای خریدار را به طور دقیق مشخص کند تا بهترین پیشنهاد را در کمترین زمان به مشتری ارائه کرده و هم شانس خرید را بالا ببرد و هم قبل از منصرف شدن خریدار و خروج او از فروشگاه، او را با کالاها درگیر کند.
نوشته همه چیز درباره Winow Shopping یا پاساژ گردی؛ چطور میتوان با تکنیکهای بازاریابی بازدیدکنندگان را به خرید مجاب کرد؟ اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>نوشته مدیر اجرایی جنایکس: هدف ما توانمند کردن علاقمندان به هوش مصنوعی مولد بود اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>ایده برگزاری رویداد جنایکس از کجا آمد و اسم جنایکس چطور انتخاب شد؟
ماجرا برای ما از زمانی آغاز شد که در یک رویداد مشابه بینالمللی به اسم بیلداسپیس شرکت کردیم؛ این رویداد به ما کمک زیادی کرد که خیلی سریع بتوانیم ایدهای را توسعه داده و وارد بازار کنیم. از سوی دیگر در تپسل هم بلیتزلب در حال شکل گیری بود که در آنجا تمرکزمان در آنجا هم روی هوش مصنوعی مولد است. در نهایت دیدیم که با توجه به اینکه این حوزه هنوز در ایران بکر است و جای کار دارد، ما دوست داریم که مشابه تجربه خودمان را در ایران پیاده کنیم؛ با این تفاوت که تمرکز اصلی روی هوش مصنوعی مولد گذاشته شود و در این حوزه مردم را برای راه انداختن استارتآپشان توانمند کنیم. در پایان این پروسه جنایکس متولد شد که بخش اول آن از جنرتیوAI آمده است و X هم به معنای هرچیزی در این حوزه است.

در نهایت یک قالب تعریف شد و ۵ روز برای ساختن نسخه اولیه محصول و ۵ روز برای لانچ و انتشار آن در نظر گرفتیم و ۸۰۰ نفر نیز در این رویداد ثبتنام کردند اما ما میدانستیم که شرکتکنندهها یک سری آموزش نیاز دارند، پس همین کار را هم کردیم و پیش از این ۱۰ روز اصلی یک سری کارگاه استارتاپی و کارگاه فنی برگزار کردیم. البته به همینجا خلاصه نشد و برای الهام بخشی، چند تاکشو با موضوع کارآفرینان موفق ایرانی برگزار کردیم.
در رابطه با هدف شکلگیری و ارزش افزودهای که جنایکس ایجاد کرد، بیشتر توضیح میدهید؟
هدف ما این بود که بلیتزلب خودمان ارزش افزوده ایجاد کند و در این رابطه تیمهایی که در این موضع توانمند هستند را شناسایی کرده و همکاریهایی را شکل بدهیم. از سوی دیگر دوست داشتیم علاقمندان به فعالیت در این حوزه را توانمند کنیم.
علاقمندان به فعالیت در این حوزه چقدر از جنایکس استقبال کردند؟
استقبال برای دوره اول خیلی خوب بود. ما بیشتر از ۸۰۰ ثبتنامی داشتیم که از این تعداد حدود ۵۰ تیم به آن رقابت ۱۰ روزه رسیدند. در نهایت نیز ۳۰ محصول اولیه تولید شد.

در ایران پیش از جنیکس چنین ایدهای انجام نشده بود؟
در سالهای اخیر در ایران رویدادهایی از جنس استارت آپ ویکند برگزار شدهاند که تا مدل کسبوکاری و ایده پیش رفته باشند و هکاتونها را هم داشتهایم که در آنها محصولی تولید میشود اما تمرکز ما این بود که علاوه بر تولید محصول اولیه، در این مدت، محصول حتما به کاربر هم عرضه شود.
آیا اعطای سه جایزه ۵۰۰ و یک جایزه هزار دلاری، پایان راه برای برندگان و شرکتکنندگان بود؟
خیر. ما در همان ابتدا در همان راستای بلتیزلب با تیمها گفتوگو کردیم و در حال ادامه رایزنیهایی هستیم که احتمالا به همکاری منجر خواهد شد. چند حالت در اینجا وجود دارد؛ یک اینکه تیمها وارد بلیتزلب یا خود هلدینگ پگاه داده کاوان شریف شوند یا اینکه با کمک ما بتوانند جذب سرمایه کنند.
نوشته مدیر اجرایی جنایکس: هدف ما توانمند کردن علاقمندان به هوش مصنوعی مولد بود اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>نوشته از Product Placement چه میدانید؟ اولین بار در کالج تپسل. پدیدار شد.
]]>این روش هرچند که در ایران اخیرا در حال باب شدن است اما در هالیوود سالهای سال است که مورد استفاده قرار میگیرد و از آنجاییکه این صفحه به سینما و نمایش اختصاص دارد در ادامه به فراموش نشدنیترین نمونههای جاگذاری تبلیغات در سینما و تلوزیون خواهیم پرداخت.
این مطلب در وقایع اتفاقیه شماره ۳۳ منتشر شده است که نسخه کامل آن را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
در همین ابتدای کار باید به این نکته اشاره کرد که هرچند ممکن است برخی از تبلیغات انجام شده با این تکنیک سلیقهای باشند و افراد اصلا متوجه آنها نشوند اما در مواردی چنان گل میکنند که تاثیر آن در عموم جامعه دیده میشود. به طور مثال جیمز دین در فیلم شورشیان که در سال ۱۹۵۵ اکران شد، از یک شانه دم باریک استفاده میکرد و طولی نکشید که هر پسر نوجوانی که میخواست باحال بودن خود را نشان بدهد، یکی از این شانهها داشت و نتیجه یک رشد عجیب و غریب در فروش شانههای دم باریک برای بازهای در آمریکا بود؛ چرا؟ چون شانه دم باریک بخشی از این فیلم بود و پسران نوجوان هم دسترسی راحتی به آن داشتند و به لحاظ قیمتی برایشان کالای قابل خریدی بود تا بتوانند با شخص اول فیلم هم ذات پنداری کنند.
درواقع حقه اصلی ماجرا هم همینجاست! در صورتی که بیننده با محتوا ارتباط عاطفی برقرار کند و با آن درگیر شود، تاثیرگذاری روی ذهن او دیگر کار سختی نیست.

نمیشود درباره نمونههای موفق جاگذاری محصول صحبت کنیم و از برندهای پیتزاهات، دوریتوز، ریباک، نوپرین و پپسی در فیلم دنیای وین یادی نکنیم؛ مکانیزم تبلیغ در این فیلم بسیار جالب است و درست در حالی که دقیقا قصد مسخره کردن تبلیغات جاگذاری محصول دارد، چندین برند را تبلیغ میکند.

یکی از نمونههای موفق جاگذاری محصول Reeses Piirces در فیلم معروف E.T بود که هیچ پولی توسط این برند پرداخت نشده بود در عوض برند موافقت کرد که این فیلم را پروموت کند. نتیجه شگفتانگیز بود. سود فروش محصولات این برند در طول اکران این فیلم ۶۵ درصد افزایش یافت. شاید اشاره به این نکته جالب باشد که در ابتدای کار استیون اسپلیبرگ برند M&M را در فیلم میخواست اما این درخواست از سوی این شرکت رد شد!

نوشیدنی دکتر پپر چندین بار در سریال ۹۰۲۱۰ خودنمایی کرد و سازندگان فیلم به قدری میخواستند که پول تبلیغات دریافت شده از این برند را حلال کنند که پای این برند را به فیلمنامه هم کشاندند. در یکی از صحنههای این فیلم دو نفر از کاراکترهای فیلم به یک سفر جادهیا میروند و مجبور میشوند در یک توقفگاه نگه دارند تا یکی از آنها از دستشویی استفاده کند؛ کاراکتر دیگر در این صحنه خطاب به او میگوید که اگر انقدر دکتر پپر نمینوشیدی کار به اینجا نمیکشیدی و طرف مقابل در پاسخ میگوید: دکتر پپر نیاز اصلی هر سفر جادهای است!

همه چیز که نباید حتما به فیلم و سریال مربوط باشد! صنعت موزیک ویدیو هم یکی از صنایع پولسازی است که در حال حل شدن در صنعت تبلیغات است. به طور مثال در تولید موزیک ویدیوی تلفن اثر لیدی گاگا، برندهای کوکا کولا، ویرجین موبایل، پولاروید و میراکل ویپ همگی حضور داشتند. هرچند که مدیر لیدی گاگا اعلام کرده که اکثر این برندها هیچ پولی برای تبلیغات پرداخت نکردهاند! و به طور مثال کوکاکولا از معدود برندهایی است که صحنهای از این موزیک ویدیو که لیدی گاگا با استفاده از قوطیهای نوشابه موهای خود را فر میکند، پول پرداخت کرده است.
اگر بخواهیم به سایر مثالهای جاگذاری تبلیغات در محتوای فرهنگی اشاره کنیم، این مطلب
برچسب:
نویسنده: پرسش و پاسخ ارزهای دیجیتال