
بهنام بهزادیفر، مشاور در حوزه استراتژیهای مدیریت ارتباط با مشتریان / شاید در چند سال اخیر عبارات VUCA ،VUCA World یا 1 VUCA به گوشتان خورده باشد. به نظر میرسد عده اندکی را میتوان یافت که با این مفهوم آشنا بوده یا به مباحث آن تسلط کاملی داشته باشند. عبارت VUCA اولینبار به وسیله ارتش ایالات متحده به منظور توصیف وضعیت جهان پس از جنگ سرد به کار گرفته شد. در حال حاضر این عبارت برای توصیف دنیای کسبوکار امروزی استفاده میشود و پیام مهم آن این است که نداشتن چابکی لازم یا استفاده از شیوههای قدیمی و بعضاً منسوخ توسط ما در کسبوکار در مواجهه با دنیای VUCA پاسخگو نیست و باید در نگرش خود تغییرات اساسی ایجاد کنیم. در این یادداشت قصد داریم به طور مختصر به این مفهوم بپردازیم.
VUCA مخفف چهار کلمه است که دنیای مدرن امروزی را توصیف میکند. همانطور که اشاره شد، این اصطلاح از یک فرهنگ لغت نظامی وارد زندگی و کسبوکار ما شده است. این واژه اولینبار پس از حمله ۱۱ سپتامبر به برجهای دوقلو در ایالات متحده به کار گرفته شد. ارتش ایالات متحده از آن برای نشان دادن وضعیتی بهسرعت در حال تغییر و غیرقابل پیشبینی استفاده کرد که قابل برنامهریزی یا پیشبینی نیست.
VUCA مخفف چهار عبارت زیر است:
تغییرات در جهان امروز به صورت پیوسته است و همواره در مقیاس وسیع میتواند به یکباره مناطق وسیعی را تحت تأثیر قرار دهد. نوسان، سرعت تغییر در یک موقعیت خاص را توصیف میکند. بهعنوان مثال، بازارهای سهام نوسان دارند؛ به طوری که شرکتها گاهی حتی ۳۰ درصد از ارزش خود را در عرض چند روز از دست میدهند. در مورد آبوهوا هم همینطور. وقتی چیزی بیثبات است، شرایط ناپایدار و اغلب غیرقابل پیشبینی را به ارمغان میآورد. این یعنی لزوماً نیاز نیست شرایط پیچیده یا خیلی سخت باشد. گاهی یک نوسان یا تغییر کوچک میتواند شرایط را به کلی تغییر دهد. هرچه نوسانات بیشتر باشد، توانایی ما برای پیشبینی اتفاقات بعدی کمتر خواهد بود و این موضوع یعنی ریسک زیاد. به همین دلیل، موقعیتها و محیطهای فرار اغلب منفی تلقی میشوند. آنها نیاز ما به کنترل را نادیده میگیرند. با این حال در درازمدت، نوسان فرصتهای غیرمنتظرهای برای نوآوری به ارمغان میآورد. الگوها و روالهای موجود را در هم میشکند و فضا را برای تازگی باز میکند.
بازار سهام به دلیل مواردی مانند شاخصهای اقتصادی، رویدادهای ژئوپلیتیکی یا نظر سرمایهگذاران همیشه در حال تغییر است. این نوسان بر انتخابها در مورد سرمایهگذاریها و نحوه مدیریت پورتفو تأثیر میگذارد. همچنین سرعت تغییرات فناوری، صنایع و مدلهای کسبوکار را متزلزل میکند. بهعنوان مثال، افزایش خدمات حملونقل سواری مانند Uber و Lyft نحوه رفتوآمد مردم را تغییر داد و آژانسها را تعطیل کرد یا وابستگی مردم به آنها را تا حد بسیار زیادی کم کرد.
عدم قطعیت به وقایعی اشاره دارد که در آنها اطلاعات کافی یا اطمینان کامل برای پیشبینی نتایج یا خروجی فعالیتهایمان نداریم و نمیتوانیم مطمئن باشیم که اقداماتمان سبب بروز چه نتیجهای میشود. در چنین وضعیتی دیگر نمیتوانیم برای رسیدن به اهدافمان برنامهریزی درستی داشته باشیم زیرا نمیدانیم چه اتفاقی میافتد و بعد چه خواهد شد.
در طول دوران همهگیری COVID-19، دولتها دائم در تلاش بودند تا بهترین مدل اجرایی را جهت تصمیمگیریهایشان انتخاب کنند زیرا حتی با کمک مدلسازی کامپیوتری پیشرفته و استفاده از آخرین تکنولوژی و هوش مصنوعی نیز گفتن اینکه کدام یک از اقدامات میتوانست مؤثرتر باشد و چگونه بر اقتصاد و جامعه به طور کلی تأثیر بگذارد بسیار دشوار بود.
سازمانها به طور پیوسته با عدم قطعیت ناشی از تغییرات حاکمیتی مانند اصلاحات مالیاتی یا قوانین حفظ حریم خصوصی دادهها مواجه هستند؛ به همین دلیل به ناچار فرایندهای تجاری تحت تأثیر این تغییرات قرار خواهند گرفت. بهعنوان مثال دیگر، صحنه رقابت کسبوکارها منبعی غنی از عدم قطعیت است زیرا همیشه در حال تغییر است. امروزه بازیگران قدیمی و تثبیتشده در صنایع مختلف با عدم قطعیت از جایگاه خود در برابر رقبای جدید، استارتاپ و تغییر سلیقه مشتریان مواجه هستند.
گاهی گستردگی عوامل وابسته به یکدیگر و تعداد بالای تعاملات سبب ایجاد بار اضافه اطلاعات و پیچیدگی میشود. سیستمهای پیچیده از تعداد زیادی بخش تشکیل شدهاند که بهشدت به هم پیوسته و در تعامل با یکدیگر هستند. مغز انسان را در نظر بگیرید که از تعداد بسیار زیادی نورون تشکیل شده است. این تعاملات منجر به بروز رفتارهای غیرخطی و نوظهور میشود. در بیشتر موارد، دلایل این رفتارها را نمیتوان در بخشهای منفرد سیستم یافت و هیچ نهاد مرکزی کنترلی یا برنامهریزی برای آنها وجود ندارد.
به طور خلاصه میتوان گفت افزایش حجم اطلاعات و عدم پردازش دقیق آنها سبب ایجاد پیچیدگی میشود و اوضاع زمانی وخیم میشود که ابزار مناسبی جهت ذخیره، دستهبندی، پاکسازی و تحلیل این اطلاعات وجود نداشته باشد.
اقتصاد جهانی نمونهای از محیط پیچیده است. اقتصاد جهانی متشکل از کشورها، صنایع و مؤسسات مالی مختلف است که همگی به هم مرتبط هستند. رهبران اقتصاد جهانی باید بتوانند درک کنند که چگونه تغییرات در یک حوزه میتواند بر سایر حوزهها تأثیر بگذارد. بهعنوان مثال، بحران مالی 2008 ناشی از تعامل پیچیده عواملی ازجمله بازار مسکن ایالات متحده، سیستم بانکی جهانی و مقررات دولتی بود.
نمونه دیگری از پیچیدگی، طیف وسیعی از تبلیغات است که برای جلب توجه مصرفکنندگان رقابت میکنند. برای تأثیرگذاری، تبلیغات باید بهگونهای طراحی شود که توجه مردم را به خود جلب کند. این امر مستلزم درک چگونگی تعامل و تأثیر استراتژیهای تبلیغاتی مختلف بر یکدیگر است. مصرفکنندگان نیز باید قادر به درک و هدایت چشمانداز بعضاً طاقتفرسای تبلیغات باشند تا تصمیمات آگاهانه بگیرند.
پیچیدگی، عدم قطعیت و بیثباتی سبب بروز ابهام میشود. به این معنی که دیگر شرایط را نمیتوان به طور کامل درک کرد و در نتیجه با عدم شفافیت در تفسیر یک موقعیت روبهرو خواهیم شد؛ بنابراین به دلیل وجود بیش از حد تفاسیر از یک موقعیت، دیگر نقطه شفافی که ما را به پاسخ نهایی برساند نخواهد بود. همانند پیچیدگی، ابهام را میتوان بهعنوان منبع بروز موارد نوظهور در نظر گرفت. با ارائه بیش از یک تفسیر، همیشه میتوانیم یک عنصر غیرمنتظره از تازگی را در مبهم بودن یک موقعیت پیدا کنیم. برای شناسایی روشهای بدیع تفسیر یک موقعیت به سطح بالایی از آگاهی، خلاقیت و قابلیتهای مشاهده صحیح و تأمل نیاز است.
قوانین جدید در نظام حقوقی گاهی میتوانند نمونههایی از محیطها و شرایط مبهم باشند. قوانین جدید ممکن است به دلیل نبود پیشینه، تفسیر و چالشهای مشخص، نامشخص باشد. رهبران حقوقی باید بتوانند نتایج قانونی بالقوه و تفسیرهای قانونی آینده قوانین جدید را پیشبینی کنند تا بتوانند تصمیمات آگاهانه بگیرند.
زمانی که رهبران بر اساس اطلاعات ناقص یا متناقض، انتخابهای استراتژیک انجام میدهند با ابهام مواجه میشوند. برای مثال در خصوص یک شرکت، این اتفاق زمانی رخ میدهد که تصمیم به ادغام یا خرید یک شرکت دیگر، ورود به بازار جدید یا ایجاد یک محصول جدید بگیرد.
بسیاری از کارشناسان استدلال میکنند که اجزای VUCA مانند نوسانات، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام، نهتنها با گذشت زمان بدتر میشوند، بلکه از حوزه کسبوکار به تمام حوزههای دیگر زندگی گسترش مییابند. در نتیجه، باید بهدرستی درک کرد این شرایط چه چیزی را تهدید میکنند. VUCA میتواند منجر به بروز موارد زیر شود:
با این حال، تمام موارد فوق به این معنی نیست که چالشهای VUCA لزوماً باعث میشود فرد و کسبوکار دیر یا زود دچار شکست شوند. در واقع به لطف VUCA میتوان:
به یاد داشته باشید که شرایط جدید سبب بروز دانشها و تخصصهای نوظهوری میشود که نباید از آنها جا بمانید.
رهبری در مدل VUCA، توانایی تغییر سریع و واکنش به تغییرات محیطی با انجام اقدامات روشن، مؤثر و انعطافپذیر و کاهش تأثیر آنها بر کسبوکار یا تیمهاست. هرچه پیچیدگی و غیرقابل پیشبینی بودن یک موقعیت بیشتر باشد، رهبر باید هنر بیشتری از خود نشان دهد. تا به حال، هیچ دستورالعملی در مورد نحوه عملکرد یک رهبر در محیط VUCA ایجاد نشده است. وظیفه اصلی رهبر سازگاری و یافتن راه حل در حداقل زمان است.
اما یک سری پیشنهاد، چهارچوب و مهارت برای رهبری این شرایط وجود دارد که با اتکا به آنها میتوان مهارتهای رهبری در دنیای VUCA را بهبود بخشید:
همچنین، در یک محیط VUCA، رهبر ممکن است با ایجاد تغییر در کارکنان روبرو شود، که ممکن است به طور غریزی شروع به مقاومت در برابر آن کنند. برخی ممکن است به آزمودن روشهای قدیمی در محیط جدید ادامه دهند و از پیروی از اصول قوانین VUCA خودداری کنند، که به ناچار کسبوکار را در معرض خطر قرار میدهد. همچنین ممکن است مشکل ترس وجود داشته باشد که به نوبه خود میتواند باعث بی علاقگی و بی انگیزگی شود. رهبر باید بتواند با برگزاری جلسات کوتاه اما فشرده با تیم خود و آموزش (نه اجبار!)، آنها را برای بقا در یک محیط VUCA ورزیده کند.
باتوجه به توضیحاتی که تا الان ارائه کردیم، شاید چنین برداشت شود که مفهوم VUCA تضعیف و افسرده کننده به نظر برسد، کسبوکارها را در معرض شکست و ورشکستگی قرار دهد، و شرایط زندگی روزمره مردم را نیز به خطر بیندازد. اما شما میتوانید پیچیدگیهای دنیای VUCAرا با اتخاذ مدیریت استراتژیک بر اساس آن به نفع خود مهار کنید.
کلیدهای مدیریت مؤثر در محیطهای VUCA عبارتاند از:
یک راهنما با یک برنامه قوی و قانعکننده با شاخصهای کلیدی عملکرد یا معیارهای روشن و جهانی ایجاد کنید که بتوانید در همه موقعیتها از آن استفاده کنید. همچنین، آموزش کارکنان و توسعه مهارتهای رهبری که در بالا به آنها اشاره کردیم به کاهش نوسانات و ریسک کمک میکند. آموزش منظم، به خودی خود، مهارتهای انعطافپذیری و سازگاری را توسعه میدهد، علاوه بر آن کارکنان را قادر میسازد تا با روندها هماهنگ باشند و دانش خود را بروز نگه دارند.
در دنیای VUCA، سرمایهگذاری در بخش توسعه در درجه اول هزینه دارد زیرا باید بتوانید محصولات یا خدمات جدید را مطابق با تقاضای مصرفکنندگان در حال تغییر عرضه کنید. بهتر است از قبل تعیین کنید که در موارد اضطراری کجا میتوانید بودجه را کاهش دهید و چگونه هزینهها را بهینه کنید. در عین حال، گوش دادن به خواستههای بسیار مشتریان مهم است. نظرسنجی یا تست A/B راههای خوبی برای شناسایی آنها هستند.
هر مشکل و بحران حل شدهای را که شرکت شما با آن مقابله کرده است را مرور کنید تا اثربخشی تلاشهای خود را در آینده بهبود بخشید.
یک کسبوکار میتواند سناریوهای مختلف بازار را بررسی کند تا یاد بگیرد که چگونه بهسرعت و منطقی به آنها واکنش نشان دهد. همچنین، رویکرد تجربی در تبلیغات یا محصولات میتواند سازگاری شرکت را با تغییر افزایش دهد. برنامهریزی بحران، بازی گروهی و نقشآفرینی نیز ابزارهایی برای تقویت چشمانداز در دنیای VUCA هستند. لذا همواره Worst Case Scenario را در نظر داشته باشید و آن را تمرین کنید تا آماده هرگونه تغییر باشید.
هر چه کارمندان شرکت مستقلتر باشند، احتمال مقاومت آن در همه شرایط بیشتر است. رهبر فقط باید تیم را هدایت و هماهنگ کند، ارتباط برقرار کند و همکاری و کار درون تیمی را تقویت کند.
کارکنانی را که مهارتهای VUCA مانند سازگاری بالا و تفکر خلاق را به صورت حرفهای و حرفهای نشان میدهند، ارتقا دهید.
به کارمندان اجازه دهید ابتکار عمل را به دست بگیرند، بحثوگفتوگو و تولید ایدههای تازه را تشویق کنند، به نظرات دیگران گوش دهند و یک فرهنگ سازمانی پر جنبوجوش ایجاد کنند. فضایی را فراهم کنید تا دانشهای ایجاد شده در آن ذخیره و بهروزرسانی شود تا تجربیات مستند و دانشهای مختلف بین تیمهای سازمان در گردش بماند.
میتوانید بیشتر نمونههای VUCA را در طول دوره COVID-19 که قبلاً ذکر کردیم، بیابید. با توجه به قرنطینهها و بحران اقتصادی که شیوع سریع ویروس به همراه داشت، همه عرصههای کسبوکار مجبور شدند هر چه سریعتر خود را با آن سازگار کنند. برای مثال، انتقال مدارس به آموزش از راه دور از طریق فناوری دیجیتال چیزی جز راهحلی از دنیای VUCA نیست. کار از راه دور برای کارمندان، ادغام کتابخانهها و مراکز تحقیقاتی زیر چتر دانشگاههای بزرگ، و همکاری رسانهای با WHO (سازمان بهداشت جهانی) و مقامات، همگی نمونههای شایسته VUCA هستند.
در مثالی دیگر، اوبر صنعت تاکسی را متحول کرد و یکی از اولین شرکتهایی بود که سیستم رزرو خودرو خود را تغییر داد و کلاسهای مختلف خودرو و تنظیمات متنوعی را ارائه کرد. Airbnb ارتقای مشابهی را فقط در بخش هتل انجام داد. خودروهای خودران ایلان ماسک نیز نمونهای از VUCA هستند، زیرا راهحلی سازگار برای ساکنان کلان شهرها هستند.
ظهور تکنیک مدیریت تیم Agile، اینترنت 5G، باتریهای صرفهجویی در انرژی و شارژ بیسیم نیز بخشی از VUCA است. بنابراین، تمام پیشرفتهای علمی امروز ناشی از بی ثباتی است که بر جهان حاکم شد یا بر جهان حاکم است و نیازهای مردم را به طور مداوم تغییر میدهد.
رهبران میتوانند چند کار را برای مقابله با شرایط دشوار و پیشرفت در دنیای VUCA انجام دهند.
سازگاری و چابکی: توانایی تغییر یک مهارت کلیدی را ایجاد کنید. فرهنگی را پرورش دهید که برای نوآوری ارزش قائل است، افراد را به آزمودن ترغیب میکند و چابکی را در سازگاری با موقعیتهای جدید تقویت میکند.
آیندهنگری استراتژیک: به آینده فکر کنید و روی روشهایی مانند برنامه و طرح ریزی سناریوهای خوب و بد، آیندهنگری استراتژیک و مدیریت منابع عمیقاً کار کنید. برای مشکلات احتمالی برنامهریزی کنید و برای کاهش ریسک ها و استفاده از فرصتها برنامههای پشتیبان تهیه کنید.
همکاری و مشارکت: از پیچیدگی و به هم پیوستگی دنیای تجارت آگاه باشید. با ذینفعان، تامین کنندگان و مشتریان ارتباط برقرار کنید که به شما کمک میکند با هم کار کنید و از همه دانش و منابع خود استفاده کنید.
یادگیری و توسعه مستمر: نگرش سازمانی را برای یادگیری چیزهای جدید و بهتر شدن در کاری که انجام میدهند تشویق کنید. به کارکنان خود مهارت ها و نگرش لازم را برای مقابله با عدم قطعیت و پیچیدگی بدهید.
ارتباط مؤثر و شفافیت: خطوط ارتباطی باز و واضحی را برای رفع هر گونه سردرگمی و روشن کردن مسائل ایجاد کنید. هدف، استراتژی و تغییرات سازمان را به طور مؤثر با کارکنان به اشتراک بگذارید تا اعتماد ایجاد کنید و آنها را درگیر کنید.
شما میتوانید VUCA را به عنوان یک چالش برای بهبود مهارتهای رهبری و مدیریت خود در نظر بگیرید و میتوانید آن را به فرصتی برای موثرتر کردن تیم خود با تمرکز بر زمینههای زیر تبدیل کنید.
راه پرداخت - رسانه فناوریهای مالی ایران
برچسب:
نویسنده: پرسش و پاسخ ارزهای دیجیتال